|
|
|
|
|
من قبلا به شما گفتم که دوستم، رپکات، رفت امریکا. ولی من اشتباه کردم، اون موقع هنوز نرفته بود و همینجوری غایب بود. حالا واقعا رفت امریکا. روز چهارشنبه 6 فوریه 2008، تیچر آمینا یک ورقه کاغذ به ما داد و گفت چون دوستتان می رود برایش روی این کاغذ یادگاری بنویسید. چون فکر می کنم Rapkat دوستم بود، سریع تونستم همانجا این شعر را برایش بگویم. این شعر را روی کاغذ نوشتم و دادم: I hope we two are still friends And I bet our friendship never ends I really like you But it’s like we saw each other a few It’s because we always fight From day till night But you’re always at my heart And I would miss you a lot.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 23 بهمن1386ساعت 12:21 بعد از ظهر توسط برنا عرب خدری
|
|
||